۶ و ۸ مارس،طلیعه یک حرکت جهانی در محکوم کردن جمهوری اسلامی

انترناسیونال ۲۳۵بحث حمید تقوائی در جلسه هفتگی اینترنتی

موضوع بحث این هفته را بخاطر تقارن با روزهای ۶ و ۸ مارس به اهمیت عطف توجه مردم آزادیخواه دنیا به وضعیت سیاسی در ایران  اختصاص داده ام. در واقع می خواهم در این فرصت و به این بهانه  بگویم پیام مردم ایران به جهانیان چیست و اینکه چطور می توان به یک حرکت جهانی علیه حکومت اسلامی شکل داد. 

 

ابتدا اجازه بدهید از همین هشت مارس شروع کنم. امسال مساله  مهمی که ویژگی خاصی به هشت مارس داده است اعتراض علیه آپارتاید جنسی و   جنبش و حرکتی است که علیه  آپارتاید جنسی در ایران  می تواند و باید در ایران و در دنیا شکل بگیرد.  هشت مارس امسال می تواند آغاز یک جنبش جهانی باشد با پرچم لغو آپارتاید جنسی در ایران و با پرچم محکوم کردن حکومت جمهوری اسلامی بعنوان یک رژیم آپارتاید جنسی. البته این اولین باری نیست که ما بر علیه آپارتاید جنسی صحبت می کنیم، شعار می دهیم و یا حتی وظیفه سازماندهیِ یک حرکت جهانی علیه آن را در  برابر خود قرار میدهم، ولی هشت مارس امسال نقطه عطفی در سیر این حرکت است و می تواند   نقطه   آغاز تعرض وسیعی در سطح دنیا علیه جمهوری اسلامی باشد.  

 

 از سوی دیگر، بنظرم مردم ایران با اعتراضاتشان به استقبال این کارزار بین المللی رفته اند. در ایران  در همین هفته های اخیر ما با شورش “آریا شهر” مواجه بودیم که حول مسئله تعرض مامورین رژیم به دو دختر بد حجاب شروع شد و به سرعت به یک اعتراض چند هزار نفره ای تبدیل شد با شعار “جمهوری اسلامی نمی خواهیم” و  تبدیل شد به یک اعتراض سیاسی بر علیه کل این حکومت.  آریا شهر  تعرض پرقدرتی  بود که نشان داد چطور مسئله زن در ایران هم از نقطه نظر حکومت و هم از نقطه نظر اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران، یک مسئله عاجل سیاسی است و  یکبار دیگر براهمیت مساله بیحقوقی و بی حرمتی زنان در ایران بعنوان یک موضوع همیشگی مقابله مردم با حکومت تاکید گذاشت. 

  آریا شهر نمونه برجسته ای بود ولی تنها مورد نبود. مبارزه مردم بر سر مساله حجاب و کلا آپارتاید جنسی مدتهاست در اشکال مختلف ادامه دارد. جمهوری اسلامی هر زمان قصد داشته تعرض بیشتری به جامعه بکند و هر زمان که با اوجگیری مبارزات مردم روبرو شده، فوراً حمله جدیدی را علیه زنان سازماندهی کرده و طرح های مختلفی را برای مبارزه  با “بد حجابی” به اجرا  گذاشته است و با این همه علیرغم تمام وحشیگری ها قادر به حل “مساله بدحجابی”، یعنی اعتراض زنان، نبوده است. بنا بر آمار خود رژیم تنها در چند ماهه اخیر ( در دوره اجرای طرح “امنیت اجتماعی” که خود ایادی رژیم شکستش را اعلام کردند)  قریب به یک میلیون نفر از زنان در شهرهای مختلف به جرم بد حجابی  تذکر گرفته اند،  بازداشت و جریمه شده اند و یا شلاق خورده اند . این جنبش و مبارزه ای است که هر روز وسیعتر میشود و حکومت قادر به کنترل آن نیست.  به جرأت می توان گفت که  جنبش برای آزادی زن وسیع ترین، مؤثرترین و تعیین کننده ترین جنبش آزادیخواهانه ای است که در جامعه ایران وجود دارد.

حرکتهای اعتراضی  ۶ و ۸ مارس  در شرایطی رخ میدهد  که مردم در ایران تحت یک اختناق شدید بسر میبرند. جمهوری اسلامی یک سرکوب شدید و سازماندهی شده ای راعلیه مردم آزادیخواه شروع کرده و اقدام به دستگیریهای گسترده، به شلاق بستن کارگران، اعدام ها، سنگسارها و غیره نموده است.

 به نظر من در برابر این موج سرکوب باید تعرض کرد. فقط با یک تعرض وسیع و همه جانبه می توان دیوار اختناق را شکست و ورق را برگرداند. نباید جنبش و اعتراض مردم فقط به این متمرکز بشود که این دستگیر شدگان اتفاقات اخیر (و در واقع بعد از شانزده آذر به این سو) آزاد بشوند و یا کارگر نباید شلاق بخورد. گرچه اینها خواستهای عاجل و ضروری است  و باید با تمام قوا پیگیری بشود، ولی به هیچ وجه نباید در این سطح محدود ماند. باید تعرض کرد و شکل دادن به یک حرکت وسیع و جهانی  علیه کل این حکومت، بعنوان یک حکومت جانی، حکومتی که باید بجرم جنایت علیه بشریت محکوم شود، یک رکن این تعرض است.    جنایات جمهوری اسلامی، جنایت به معنای صریح و روشن کلمه است؛ از دست و پا قطع کردنِ مردم (که آخرین نمونه اش قطع دست راست و پای چپ پنج نفر در سیستان بود)، از پرتاب کردن جوانان از بلندی تا شلاق زدن کارگر و تا توهین و تحقیری که هر روزه در حق زنان اعمال می شود (بخاطر اینکه مثلاً رنگ لباسشان را آنطور که جمهوری اسلامی گفته، انتخاب نکرده اند یا پنج سانت حجابشان را بالاتر گذاشته اند)! این حکومت از هر زاویه ای که به آن بنگریم، یک حکومت جانی به تمام معنای کلمه است. حکومتی است که رسماً و علناً، آپارتاید جنسی را در جامعه برقرار کرده است، سنگسار جزء قوانین اش است، پرتاب کردن آدم ها از  بلندی جزء قوانین اش است و علیه  هم جنس گرایان اجرا می شود، شلاق زدن کارگر به جرم شرکت در روز اول ماه “مِی” جزئی از عملکرد این حکومت است. این حکومتی است متعلق به قرون وسطی و ننگ بشریت قرن بیست ویکم است.

جمهوری اسلامی قابل اصلاح نیست، نمی شود آنرا با کمی معتدل کردن، عوض کردن چند بند یا تبصره قانونی در اینجا و آنجا، دستکاری قانون اساسی، و یا کم و زیاد کردن اختیارات ولی فقیه،  قابل تحمل اش کرد. این رژیم هم درست مانند رژیم سابق  آفریقای جنوبی قابل اصلاح نیست و باید برود.

 

در خارج از ایران هم، ما حرکتی را شروع کرده ایم برای محکوم کردن جمهوری اسلامی بعنوان حکومت آپارتاید جنسی و با این خواست که این حکومت باید طرد شود، منزوی شود، روابط دیپلماتیک با آن قطع شود. طوماری هم بر همین اساس در محکومیت چمهوری اسلامی  تهیه شد که بسیاری از شخصیت ها، سازمان ها، نیروهای مترقیِ سکولار و طرفدار حقوق زن، آنرا  امضاء کردند. این حرکت بویژه در اروپا و با فعالیت های کمپین “اکس مسلم” یا جنبش “من از مذهب رویگردانم”، زمینه ای را ایجاد کرد که توجهات بین المللی هر چه بیشتر به موقعیت زن در ایران جلب شود و بسیاری از نیروهایی که در این کمپین شریک اند وعلیه اسلام سیاسی، نه تنها در ایران بلکه   در خود اروپا هم،  مبارزه کرده و به این جنبش شکل داده اند، اساساً توجه شان را به مسئله بی حقوقی زن در ایران معطوف کرده اند. بهمین خاطر کاملا قابل انتظار بود که در هشت مارس امسال بسیاری از این نیروها قدم به جلو بگذارند و به حکومت آپارتاید جنسی در ایران اعتراض کنند. همچنین است بحث ها، سمینارها، راهپیمایی ها و برنامه های دیگری که در هشت مارس امسال در سطح جهانی اجرا شده و با استقبال بسیاری روبرو شدند.

 

نکته اساسی  اینجاست که بایستی چهره واقعی این حکومت، بعنوان یک دولت و یک سیستم آپارتاید جنسی به جهانیان شناسانده شود. باید ماهیت فجیع و کریهِ قوانین اسلامی این حکومت را در دنیا افشاء کرده و توجه مردم دنیا، مردم مترقی جهان و سازمانهای آزادیخواه را به این واقعیت جلب کرد که   حکومت اسلامی نباید بعنوان حکومتِ یک جامعه و دولتِ یک کشور به رسمیت شناخته شود.

 

اما، موضوع دیگری که می خواهم در همین چارچوب به آن اشاره کنم، حرکت کارگران جهان در روز شش مارس است. همانطور که می دانیم این روز بنا به دعوت اتحادیه های جهانی بعنوان روز همبستگی با کارگران ایران و بخصوص بعنوان روز طرح خواست آزادی کارگران زندانی و بطور مشخص محمود صالحی و منصور اسانلو تعیین شده بود و همچنان که دیدیم یک حرکت وسیع و گسترده جهانی  این روز در جهان شکل گرفت. این البته اولین بار نبود که چنین حرکتی شکل می گرفت، در سال های گذشته و در دو سال قبل هم از این موارد داشتیم که بطور مشخص سازمان ها و اتحادیه های جهانی در دفاع از کارگران ایران و در همبستگی با کارگران ایران، روزهایی را اعلام کرده و به یک حرکت جهانی سازمان دادند (یکی از این فراخوان ها در پانزدهم فوریه سال گذشته و در حمایت از اعتصاب کارگران شرکت واحد و آزاد کردن فعالین کارگری آن اعتصاب، صورت گرفت که بمنزله اعلام همبستگی کارگران اتحادیه های جهانی با طبقه کارگر ایران بشمار می رفت و مورد دوم هم، یکسال بعد در ۹ اوت ۲۰۰۷ اتفاق افتاد که در طی آن کارگران جهان حرکتی را برای  آزادی   صالحی و اسانلو نیز آزادی زندانیان سیاسی، سازمان دادند). امسال هم شش مارس، روزی بود که فراخوان دیگری از سوی اتحادیه های کارگری جهانی در همبستگی با کارگران ایران و خواست آزادی کارگران زندانی و در کل دفاع از حقوق کارگران ایران، صورت پذیرفت.  فراخوان و حرکت دیگری که می توانم بگویم وسیعتر، سیاسی تر و گسترده تر و با فعالیت های عملی بیشتری همراه بود و اساساً یک پیشرفت قابل ملاحظه را در حرکت کارگری دنیا نشان داد و این خود انعکاسی است از قدرتی که چپ و جنبش کارگری در جامعه پیدا کرده است.

  در ۶ مارس در بیش از چهل و پنج کشور در پنج قاره دنیا حرکات وسیعی در دفاع از مبارزه کارگران ایران شروع شد، فعالیت هایی که از ارتباط با مردم در اتوبوس ها، ایستگاه ها، رسانه ها و وسایل حمل و نقل از طریق خودِ کارگران حمل و نقل در ده ها کشور در جهان گرفته، تا پخش اطلاعیه های افشاء گرانه در مورد وضعیت جنبش کارگری، کارگران زندانی و خواست آزادی آنها را شامل می شود. همینطور، تماس با کارگران کشتی های ایرانی در بنادر مختلف دنیا و اعلام حمایت مستقیم از آنها و نیز مذاکره و صحبت با مسئولینِ این کشتی های ایرانی بدین منظور که اعتراض خود و جهانیان را به گوش دولت ایران برسانند، از ابتکارات دیگری بود که در جریان این حرکت وسیع صورت گرفت. همچنین است تظاهرات متعدد در مقابل ده ها سفارتخانه و تماس با سفرا و مسئولین جمهوری اسلامی برای محکوم کردن این حکومت. در این روز  مردم در بسیاری از کشورها  در جریان تعدیات، فشارها و بی حقوقی هایی که به طبقه کارگر ایران تحمیل می شود و نیز خواست هایی که طبقه کارگر در ایران دارد، قرار گرفتند.

به نظر من حرکت جهانی کارگران در ۶ مارس یک حرکت  افشاگرانه و اعتراضی علیه جمهوری اسلامی  بود، و از این رو زمینه مساعدی را برای  ما ایجاد کرده است تا خواست محکوم کردن جمهوری اسلامی را مطرح کنیم. ما در ادامه این حرکت در سطح جهانی اعلام میکنیم  که  باید جمهوری اسلامی را بخاطر  اجحافات و تعدیات اش نسبت به حقوق کارگران محکوم کرد و باید ایادی این حکومت را از سازمانهای بین المللی و از جمله سازمان جهانی کار اخراج نمود.  این حرکت باید ادامه پیدا کند، باید گسترده شده و تبدیل شود به حرکت کل مردم دنیا، مردم آزاده و متمدن دنیا در محکوم کردن جمهوری اسلامی بعنوان یک حکومت ضد بشری. این امکانپذیر است. حکومتی که کارگر را شلاق می زند، حکومتی که دست و پا قطع می کند، حکومتی که زن را بطرزی فجیع و ضد انسانی، رسماً و قانوناً،  نیمی از انسان بحساب می آورد، چنین حکومتی از جانب هیچ انسان شریفی در هیچ گوشه دنیا پذیرفتنی نیست، محکوم است  و  باید شرّ خودش را از سر مردم ایران کم کند.

 

 خواست سرنگونی جمهوری اسلامی نباید فقط به مردم ایران محدود بماند.  مسلماً مردم جهان هم در صورتی که بدانند چه فجایعی در ایران رخ میدهد  و این حکومت هر روزه چه جنایات دهشتناکی را علیه   مردم ایران مرتکب میشود، فریاد اعتراض شان را بلند خواهند کرد.

 

بنظر من، اعتراض کارگران جهان به حکومت جمهوری اسلامی در رابطه با سیاست های ضد کارگری اش، طلیعه و شروع اعتراض مردم دنیا به کل حکومت جمهوری اسلامی  بعنوان یک حکومت ضد انسانی است. این یک حرکت به هم پیوسته است که می تواند و باید بوجود بیاید. موتور پیش برنده و اساس چنین حرکتی، فقط، میتواند حزبی  مثل حزب کمونیست کارگری ایران باشد. فقط یک حزب رادیکال کارگری می تواند این ادعانامه سیاسی را علیه جمهوری اسلامی اعلام کند  و خطاب مردم مترقی جهان   اعلام کند جمهوری اسلامی، حکومت مردم ایران نیست، اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران از این حکومت متنفراند و این حکومت را نباید به رسمیت شناخت. این پیامی است که حزب کمونیست کارگری ایران، آنرا از جانب مردم ایران و از جانب طبقه کارگر ایران، به جهانیان اعلام می کند.

 

همانطور که گفتم تا کنون در سه مورد معین، فراخوان جهانی در حمایت از کارگران ایران مطرح شده است و غیر از آن، اتحادیه های کارگری در دَه ها و ده ها مورد دیگر، حمایت خودشان را از اعتراضات، اعتصابات و مبارزات مختلفی که کارگران داشته اند، اعلام کرده اند. در همین زمره است تلاشهایی که حزب ما در اعتصابات و اعتراضات مختلف سازمان داده است (که  نمونه های مشخص اش مبارزه کارگران شرکت واحد، نساجی، کارگران شاهو، کشت و صنعت، مبارزه کارگران هفت تپه، سد گتوند، مبارزات معلمان و غیره و غیره بود). در ده ها و ده ها مورد اتحادیه های جهانی از مبارزات کارگران دفاع کرده، از مبارزات دستگیر شدگان جنبش کارگری حمایت نموده و خواستار پاسخگویی جمهوری اسلامی شده اند. حال، سؤال اینجاست؛ این حرکت باید به کجا ختم شود؟ چه عاملی، کدام خط از مبارزه مشترکی، این اعتراضات را به هم می تند و اجازه نمی دهد که آنها در حد اعتراضات موردی باقی بمانند و در نهایت اینکه چه هدفی را باید در مقابل جنبش کارگری قرار داد؟ به نظر ما، به نظر حزب ما، آن سیاست، به رسمیت نشناختن و تحریم سیاسی جمهوری اسلامی در سطح دنیا است. جمهوری اسلامی باید در افکار عمومی دنیا، در رسانه ها و مدیا، از طرف سازمان های بین المللی و از جانب دولت ها، طرد و منزوی شود؛ باید روابط دیپلماتیک با آن قطع شود و سفارتخانه هایش بسته شوند. این خواست و مطالبه ای است که باید در دلِ هر اعلام حمایتی از کارگران و از مردم ایران، از جنبش اعتراضی در ایران، خودش را مطرح کند و بویژه مورد توجه اتحادیه ها، تشکل های آزادیخواه، سازمان های سکولار و سازمان های مدافع حقوق زنان قرار بگیرد.

 

توجه داشته باشیم که جمهوری اسلامی پرونده قطوری دارد! بسیاری از رسانه ها و مدیا در جریان جنایات این حکومت هستند، بارها و بارها از جانب حزب ما و سایر نیروهای چپ به آنها رجوع شده و حمایت شان خواسته شده و حمایت هم کرده اند. آخرین نمونه اش در جریان دستگیری های شانزده آذر امسال و دستگیری های گسترده ای که از دانشجویان صورت گرفت، بوقوع پیوست که طی آن دَه ها اتحادیه کارگری و دانشجویی وسیعاً از مبارزات دانشجویان و کارگران حمایت کردند، میتینگ  تشکیل دادند، سخنرانی کردند، بیانبه دادند و پتیشن امضاء کردند. هم اکنون، آن بخش متشکلِ مردم مترقی و آزادیخواه جهان، یعنی اتحادیه های دانشجویی و کارگری، حرکت کرده اند، بسیاری از سازمان های سکولار در رابطه با کمپین “اکس مسلم” و در ارتباط با حقوق زنان، به میدان آمده اند و از جمله همین طومار اخیر ما را در محکومیت جمهوری اسلامی بعنوان یک حکومت آپارتاید جنسی امضاء نموده اند.  شخصیت ها و کلاً نیروهای سکولار در کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی نیز در این حرکت شریک هستند. تمام این سازمان ها و نیروهای سکولار بارها و بارها متوجه چهره کریه جمهوری اسلامی شده اند و اعتراضات خود را در نامه به مسؤلین ایران، سفارتخانه های ایران، و همچنین سازمان ملل متحد، بیان کرده اند و می خواهم بگویم که این حرکت ها در واقع، هم اکنون به آنجا رسیده و آنقدر رشد کرده است که بتواند به یک نیروی فشار گسترده با یک هدف مشخص تبدیل شود: هدف  بایکوت سیاسی جمهوری اسلامی.

 

همانطور که گفتم ۸ مارس امسال سوت آغاز این حرکت بود و ۶ مارس نشان داد که این امکانپذیر است. نشان داد که کارگران جهان با این حرکت هستند و به آن پاسخ مثبت خواهند داد و این پرچم بطور طبیعی باید از جانب حزب کارگران ایران، حزب کمونیست کارگری بلند شود تا بتواند بقیه نیروها را هم بدور خودش گِرد آورد و ما این پرچم را بلند کرده ایم. این روشن است که مثلاً کارگران سوئد نمی توانند اعلام کنند که جمهوری اسلامی  حکومت مردم ایران نیست. این را فقط مردم ایران   و حزب ما بعنوان نماینده   مردم ایران میتوانند اعلام  کنند. “جمهوری اسلامی را برسمت نشناسید.” این پیام مردم ایران است به سازمان ها، جنبش ها، شخصیت های مترقی، کارگری و آزادیخواه در دنیا.

 

بورژوازی و دولت های دنیا، ارتباطات و مسائل خودشان را با جمهوری اسلامی دارند، مذاکره، تهدید یا بقول خودشان سیاست هویج و شلاق را به پیش می برند، اما مسئله آنها هر چه هست، ربطی به مردم دنیا، ربطی به کارگران دنیا ندارد. ما جبهه خودمان، درد خودمان و مبارزه خودمان را داریم و تنها همین مبارزه، از موضع کارگر، از موضع آزادیخواهی و برابری طلبی است که می تواند این دیپلماسیِ رسوا و ارتجاعی ای که دولت های آمریکایی و اروپایی دارند با جمهوری اسلامی به پیش می برند را، افشاء کند. دعوا بر سر این نیست که برنامه های آمریکا در خاورمیانه با سیاست های جمهوری اسلامی تناقض دارد و یا جمهوری اسلامی به القاعده فلان کمک را می کند یا نمی کند. تروریسم اسلامی، فقط آنجایی نیست که با منافع کشورهای غربی در می افتد، تروریسم اسلامی نزدیک سی سال است که هفتاد میلیون انسان را به بند کشیده و جنبش اسلام سیاسی (که ستون فقرات جمهوری اسلامی است) بسیاری مناطق را در آسیا، آفریقا و در کشورهای خاورمیانه، تحت تسلط خودش قرار داده است. بی حقوقی زن و مبارزه با آن فقط یک خواست ایرانی نیست، البته در ایران در دولت و در حکومت است، ولی در خودِ اروپا هم، پرچم جنبش اسلام سیاسی (آنجایی که مهاجر ترک دخترش را می کشد بخاطر اینکه فقط دوست پسر داشته است)، تجلی یافته و از جانب دولت های اروپایی هم توجیه می شود و اساساً اینرا ــ حتی ــ به نیروهای لیبرال در خود غرب هم فروخته اند که مثلاً قتلهای ناموسی جزئی از فرهنگ و امرِ خود مردم مهاجر از جوامع  اسلامزده است  و بایستی با اغماض با این قتل های ناموسی  برخورد کرد! این  جنبش ضد انسانی اسلام سیاسی است که همه جا چهره کریه خود را نشان میدهد.

 

سیاست شلاق و هویج پاسخگوی این فجایع نیست. سیاستی که دولت آمریکا و سایر دول غربی با قطعنامه های شورای امنیت در تحریم اقتصادی ایران، با تهدیدهای نظامی شان و یا مذاکرات آشکار و پنهانشان با حکومت اسلامی  پیش گرفته اند، پاسخگو نیست. زمینه ساز و موجد این وضعیت است.  پاسخ، فریاد اعتراض کارگران دنیا است. پاسخ، مبارزه مردم ایران است. در “آریا شهر”  و در دَه ها مورد شبیه آن، در اعتصابات بلاوقفه کارگری، در دفاع از حقوق کودک، در مبارزه علیه سنگسار، در مبارزه علیه اعدام و در مبارزه برای آزادی زندانی سیاسی، مردم ایران دارند این تروریسم اسلامی را از یک موضع انسانی افشا می کنند، بر علیه آن اعتراض می کنند و دقیقاً از همین موضع انسانی هم هست که می توان و باید به مردم جهان فراخوان داد که  جمهوری اسلامی را محکوم کنند. مردم دنیا باید بدانند که جمهوری اسلامی یک حکومت ضد بشری است نه به این خاطر که با سیاست های آمریکا در عراق و لبنان وغیره تناقض دارد، بلکه به این خاطر که با زندگی روزمره میلیون ها انسان زن و مرد تناقض دارد؛  در ایران و در همه کشورهایی که جنبش اسلام سیاسی یا در حکومت است یا یک نیروی اپوزیسیون دارد بیداد می کند. از جمله در فلسطین، در لبنان، در عراق و  در افغانستان. از این موضع انسانی می توان و باید جمهوری اسلامی را در جهان طرد و منزوی  کرد.

 

به شرایط امروز نگاه کنید. می بینید که در مقایسه با حرکت ۶ مارس و ۸ مارس مضحکه  انتخابات که اپوزیسیون بورژوازی، ناسیونالیستی و ملی ــ مذهبی  خودشان را با آن سرگرم کرده اند، چقدر پوچ و حقیر است. حکومت شلاق می زند و سنگسار میکند و اینها لیست انتخاباتی میدهند و چانه می زنند و تحریم و حمایت مشروط میکنند. از سوی دیگر در میان فریاد جمهوری اسلامی نمیخوایم مردم  دولتهای غربی مشغول مذاکرات پنها ن و آشکار با جانیان حاکم بر ایران  و پیشبرد سیاست شلاق و هویج برای رسیدن به اهداف ارتجاعی خودشان هستند. 

 

 در برابر همه اینها  کارگران دنیا و طرفداران حقوق زن و نیروهای سکولار جهان با مبارزات کارگران، با زندانیان سیاسی و با فریاد “جمهوری اسلامی نمیخواهیم” مردم ایران ارتباط بر قرار میکنند و به حمایت از آن بر میخیزند. این حرکت و موضع نیروی چپ در ایران و در سطح جهانی است. این پاسخ جهان متمدن نه فقط به جمهوری اسلامی بلکه به کل کمپ نیروهای راست در قدرت و در اپوزیسیون است.   

 

 می توان و باید مردم مترقی جهان را علیه جمهوری اسلامی بسیج کرد  و پایه های این حرکت، خودِ مردم ایران هستند. جنبش کارگری، جنبش آزادی زن، جنبش جوانان برای خلاصی فرهنگی، جنبش علیه اعدام و سنگسار، جنبش در دفاع از حقوق کودک، جنبش سکولاریستی برای جدایی مذهب از دولت، تمام جنبش های اعتراضی در ایران باید در سطح وسیعی به جهانیان معرفی شود و مورد حمایت مردم جهان قرار بگیرد.

 اعتراض و مبارزه علیه وضع موجود یک امر جهانی است.  دنیای کثیف بعد از جنگ سرد  چهره کریه و ضد بشری خودش را هر روز بیش از پیش به جهانیان نشان می دهد. مردم دنیا   چنین وضعیتی را نمیتوانند تحمل کنند  و آماده اند برای حرکت بجانب سکولاریسم، آزادیخواهی، بازگشت به حقوق پایه ای انسان ها و محکوم کردنِ هر نوع تروریسمی در نوع بوش یا اسلام سیاسی  از یک زاویه انسانی و در دفاع از آزادی، برابری، مدنیت و انسانیت. فریادی که سالهاست در جامعه ایران طنین انداخته است. 

خلاصه کنم. خواست و پیام مردم ایران خطاب به مردم وبه نیروهای مترقی، چپ و متمدن در سراسر جهان این است که “جمهوری اسلامی را به رسمیت نشناسید”، این حکومت، ضد انسان است و باید  سرنگون شود. اصلاح پذیر نیست، باید برود. همان برخوردی را باید با جمهوری اسلامی داشت که با رژیم نژاد پرست آفریقای جنوبی در سال های آخر عمرش صورت گرفت. این پیام مردم ایران خطاب به مردم جهان است و حزب ما، با تمام توان، تلاش و امکانات اش مبارزه می کند برای اینکه بتواند این پیام را به گوش مردم دنیا برساند. برای اینکه بتواند اتحادیه های کارگری، دانشجویی، سازمان های سکولار، سازمان های مدافع حقوق زن، نهادهای دفاع از انسان و انسانیت و در کل هر شخص، نهاد یا سازمانی را که ادعای دفاع از حقوق بشر و انسانیت دارد، بسیج کند و از آنها بخواهد که دولت های خودشان را تحت فشار قرار دهند تا جمهوری اسلامی را به رسمیت نشناسند، تا روابط خودشان را با این حکومت قطع کنند. این جنبشی است که باید با تمام قدرت در عرصه جهانی به پیش رود. مردم ایران رکن و اساس این حرکت هستند و در مبارزه هر روزه خودشان با این حکومت جانی، دارند به دنیا نشان می دهند که جمهوری اسلامی را نمی خواهند، که این حکومت باید برود. اساساً بر همین پایه عینی و واقعی است که می شود و باید دنیا را در دفاع از مبارزات مردم ایران و در محکومیت جمهوری اسلامی به حرکت در آورد. *

پاسخ دهید