نقش جناحها در رسوائی مالی حکومت چیست؟

  آران رضائی: سوالی که از حمید تقوایی دارم اینست که این مسئله فساد مالی سران حکومت اسلامی که ایشان صحبت کردند بنظر من اینجور میآید که جناح احمدی نژاد شخصی مثل عباس پالیزدار را جلو انداخته اند تا در این جنگ قدرتی که جریان دارد و تشدید شده است یک دو خرداد از نوع دیگری را زنده کنند. دوباره میخواهند که توی چشم مردم خاک بپاشند و مثل دفعه قبل که خاتمی سردمدارش بود ایندفعه هم شاید خواسته اند که خود احمدی نژاد یا شخص دیگری از جناح او بلند شود و تلاش کنند یک دوم خرداد اقتصادی براه بیاندازند، آنهم با فریب مردم که مثلا میخواهند جلوی دزدی و فساد مالی و این چیزها را بگیرند. بنظر من اینها ایندفعه بفکر علم کردن یک دوم خرداد دیگری با محور اقتصادی هستند چراکه الان دیگر مساله اساسی مردم همین مسئله اقتصادی است. اینها میخواهند مردم را اینبار هم بشیوه دیگری دنبال خودشان بکشانند البته هرچند که مردم حالا دیگر زیاد خام نیستند و پرتجربه شده اند و دست حاکمان جمهوری اسلامی را کاملا خوانده اند.بهرحال در آن دوره دوم خرداد سیاسی اینها شخصیتهایی مثل گنجی را انداختند زندان و بزرگش کردند و قهرمان ساختند و بنظر من الان نیز همین اوضاع  منتها یکجور دیگری دارد تکرار میشود.اکنون سوال من اینست که ما الان چه باید بکنیم که اینها از شخصیتی مثل عباس پالیزدار دوباره یک گنجی نسازند و نیز جدا از اینکه هدف از این زندان و زندانی کردن ها چه بوده باشد و چنین شخصیتهایی سر چی بزندان میروند دارند از خود زندان هم یک امامزاده درست میکنند. از حمید عزیز میخواهم که روی این موضوع کمی بیشتر توضیح بدهند و بگویند که آینده این حرکت بکجا میکشد و مردم جلوی این توطئه را چگونه باید بگیرند؟

 

حمید تقوایی: بله در مورد سوال مشخصی که مطرح کردید باید بگویم گرچه این درست است که این افشاگریها، که البته باید به آن اعترافات گفته شود، از طرف جناحی بنام احمدی نژاد در مقابل مخالفینش صورت میگیرد، اما  به نظر من  این مسئله با موضوع دوم خرداد قابل مقایسه نیست. در مورد این اعترافات باید به چند نکته توجه کرد.  

 

اول اینکه گرچه اسامی که در این اعترافات  تابحال رو شده اند بهیچوجه تمام افراد را شامل نمیشود و ما میدانیم که اسامی بسیار مفصلتر از اینهاست ولی همین حد از اعترافات هم بنظر من برای حکومت چیزی باقی نمیگذارد و اگر مردم واقعا خواهان محاکمه و بازداشت همینها باشند معنایش به محاکمه کشیدن کل حکومت است. از رفسنجانی گرفته تا امامی کاشانی تا مصباح یزدی و خزعلی و حائری شیرازی و غیره که ارقام دزدیها و پرونده مشخص هرکدامشان برای مردم رو شده و همه از آن باخبرند. اینطور نمیشود گفت که اینها یک جناح هستند و لذا عباس پالیزدار هم میشود  قهرمان جناح دیگر. این عملا افشاگری از کل حکومت است. 

 

نکته دوم اینکه ایشان قهرمان نمیشوند چونکه مردم جناح احمدی نژاد را بعنوان جناح مستضعف پناه قبولش نکرده اند بلکه در دید مردم خود او و دارو دسته اش  یکی از منفورترین رئیس جمهورها و دولت ها در دوره جمهوری اسلامی هستند.  اینها هرچه دزدیها و فساد جناح مقابلشان را رو کنند دست خودشان را هم بعنوان شرکای جرم و مسئولین و کاربدستان این دستگاه دزدی و چپاول بیشتررسوا کرده اند و لذا چنین نخواهد شد که  خودشان به جناح محبوب تبدیل میشوند و جلو میافتند. به نظرمن آب از سر رژیم گذشته است.   مردم همه اینها را خوب میشناسند و از کل این حکومت  متنفرند.

 

و بالاخره نکته سوم هم اینکه جناح مقابل هم بیکار ننشسته اند بلکه آنها هم شروع کرده اند به رو کردن دزدیهای اینطرف و از دزدیهای احمدی نژاد زمانی که شهردار بوده و چه اختلاسهایی کرده و چه پولهایی به جیب زده، و یا از خود جناب پالیزدار که چه حساب کتاب منفی دارد و غیره سخن میگویند. بنظرم این اوضاع قبل از اینکه نشان دهنده جناحبندیهای رژیم باشد، که طبعا  باندهای حکومتی پشت سر قضیه هستند،  نشان دهنده  وضعیت استیصال آمیز کل حکومت است  که دارند اینچنین دست شرکای دیروزشان  را رو میکنند. این اعتباری برای هیچکدامشان باقی نخواهد گذاشت. یکی از اینها در یکی از سایتهایشان که الان اسمش خوب خاطرم نیست این هشدار را داده بود که ” گر حکم شود که مست گیرند ــ در شهر هر آنکه هست گیرند”. داشت میگفت که این اسمها را رو نکنید آنوقت همه مان رفتنی هستیم!!  اگر قرار باشد که مسئله فساد و دزدی و اختلاس و غیره رو بشود آنوقت همه را باید بگیرند و دست همه اینها در کار است و این را بزبانهای مختلف خودشان دارند اعلام میکنند.

 

نکته اساسی آنست که این وضعیت  مثل قضیه دوم خرداد نخواهد بود چونکه دیگر “تساهل” و “تسامحی” ای در کار نیست. معلوم میشود که کل این حکومت از خامنه ای گرفته تا  امام جمعه دور افتاده ترین شهرستانها  اجزاء یک ماشین فساد و دزدی هستند که اسمش جمهوری اسلامی است!  این فرق میکند با  جناح دوم خرداد که ادعای گشایش سیاسی داشت.  اکنون بحث بر سر گشایش اقتصادی نیست بلکه مساله   دزدی اموال بوسیله کلیدی ترین مقامات رژیم مطرح است. مردم اگر بخواهند فقط همین اسامی و پرونده هائی  را که اعلام شده پیگیری  کنند آنوقت کل حکومت سقوط خواهد کرد.

 

 به همه این دلایل  در جواب شما میگویم که قضیه این نیست که جناحهایی دارند با این مانورها حساب سیاسی  باز میکنند که قدرتی بگیرند. بنظر من موقعیت رژیم   مثل یک کشتی در حال غرق شدن است که همه بجان هم افتاده اند، و هرکس دارد پایش را روی کله دیگری میگذارد که خودش را  کمی بالاتر بکشد بلکه کمی دیرتر از بقیه غرق شود!  همه شان روند و سمت و سوی  اوضاع را میدانند و میدانند بزودی رفتنی هستند.   

 

چنین وضعی  بهیچوجه قابل مقایسه با جناحبندیهای دوره قبل جمهوری اسلامی نیست. نارضائی و اعتراضات مردم بحدی رسیده  که اینها را ناگزیر به این نوع اعترافات کرده. این یک نوع چاره جوئی از سر استیصال است.  دزدی یکدیگر را رو میکنند تا شاید به این ترتیب   خود و باند خودشان را از خطر حمله و شورش مردم نجات دهند! ولی همانطوری که گفتم این اوضاع  حکم همان کشتی درحال غرق شدن را دارد که همه را باهم بزیر میکشد و اینها هم با همین کارشان دارند خودشان و بقیه را بزیر میکشند. روی این حساب بنظر من اینها را نباید بیشتر افشاگری خواند بلکه باید اعترافات هم پرونده ها و  شرکای جرم  در کل دستگاه فاسد و دزد جمهوری اسلامی دید.  همه اینها نشان میدهد که   کل حکومت به آخر خط رسیده و شمارش معکوس برای غرق شدنش شروع شده است. *

 

متن  مبنای این نوشته بوسیله ناصر احمدی از روی نوار ویدئو  پیاده شده  است

يك پاسخ برايش بگذاريد